گویا که جهان بعد تو زیبا شدنی نیستحتی گره اخم خدا واشدنی نیستاز حاصلضرب من و تو عشق بپا شداز خاطره ام عشق تو منها شدنی نیستمن با تو، همیشه همه جا ما شدنی بودمن با تو شدن، ایندفعه گویا شدنی نیستآغوش من و عشق تو و لحظه ی دیداررویای قشنگیست و اما شدنی نیست از دوری هم، هر دو چه بیمار و خرابیماندازه ی این عشق که معنا شدنی نیست پایان کلامم، من و تو، آخر این شعر،با وصله و اصرار و دعا... ماشدنی نیست "محمد علی بهمنی"
برچسب: شدنی نیست,فراموش شدنی نیستی,فراموش شدنی نیستند آنان که,
نویسنده: بردیا زارعی
تاريخ: سه
شنبه
2 آذر
1395 ساعت: 0:34